محمد رضا واليزاده معجزى

377

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

چون مخبط شد اعتدال مزاج * نه عزيمت اثر كند نه علاج پيرمردى ز نزع مىناليد * پيرزن صندلش همىماليد بارى روزبه‌روز حال شاه به وخامت مىگراييد و اطباء از معالجه او مأيوس شده ، انتظار مرگش را داشتند . چون شاه نزديكى مرگ را مىديد ، در ماه شوال محمد على ميرزا وليعهد را كه در تبريز بود ، به بالين خود فراخواند تا وصاياى خود را به او بكند و ترتيب كار او را بدهد . روز آخر شوال 1324 وليعهد به تهران وارد شد در اين هنگام نظامنامه مجلس را تدوين كرده بودند و روز 17 ذيقعده ، يعنى يك روز پيش از فوت مظفر الدين شاه ، نظامنامه را جهت صحه آوردند . ضعف شديد به وجود شاه عارض شده بود و دستش آن‌قدر قوت نداشت كه نظامنامه را توشيح كنند و لذا محمد على ميرزا به او كمك كرده و دستش را گرفت و روى نظامنامه گذاشت و با زحمت شاه آن را توشيح كرد و روز بعد يعنى 24 ذيقعده بعد از سال‌ها بيمارى و ناتوانى ، فوت كرد و زمام ايران به دست محمد على ميرزا افتاد . سجع مهر مظفر الدين شاه كه بر بالاى احكام و قوانين گذاشته مىشد ، اين بيت است : دميد كوكب فتح و ظفر بعون اللّه * گرفت خاتم شاهى مظفر الدين شاه محمد على شاه نيز از جلوس بر تخت سلطنت به پيروى از سنت آباء اجدادى خود سجع مهرى تهيه كرد و اين شعر را ميرزا تقى خان مجد الملك برادر ميرزا على خان امين الدوله براى سجع مهر او ساخت : به توقيع بر زد بعون الهى * محمد على خاتم پادشاهى سلطنت محمد على شاه قاجار و ياغيگرى سالار الدوله بعد از فوت مظفر الدين شاه پسرش محمد على ميرزا اعتضاد السلطنه والى و صاحب اختيار ايالت آذربايجان كه پدرش مدتى پيش از فوت او را از تبريز احضار كرده بود ، متعهد امور سلطنت گرديد . او از ده سال قبل وليعهد رسمى و قانونى مملكت بود و از ميان برادرانش فقط سالار الدوله از همان ابتداى امر خود را براى احراز مقام ولايتعهد و بعدا مقام سلطنت شايسته‌تر از وى مىدانست و شايد به‌همين ملاحظه بود كه هميشه در نقاط عشايرى و ايل‌نشين حكمرانى مىكرد و با وصلتهايى كه با شخصيت‌هاى مهم و مقتدر صفحه غرب مانند والى پشتكوه ، نظر على خان امير اشرف و داود خان كلهر و غيره كرد و از هريك دخترى گرفت ، خواست تا زمينه رسيدن به آرزوهايش را فراهم سازد .